25 june 2017

خرید بک لینک
این جا مثه دفتر خاطراتم میمونه! شما تو دفتر خاطراتتون چی مینویسین اینجام همونه! پس شروع میکنم ...

دفتر خاطرات عزیز

امروز هم مثل هر روز کاری برای انجام دادن ندارم !

ساعت ها فیلم میبینم و شب هم مثل همیشه می خوابم!

دیروز با یکی از دوستام حرف می زدم ، دوست 17 ساله ام ، از بدو تولد! قرار شد امروز فردا بروم خونه خاله ام و او نیز بیاید ! در این خانه دیگر دارم می پوسم!

امروز یعد حدود 4 ماه با دوست پسرم بهم زدم ، خیلی هم سخت نبود من سخت تر از این کار ها را کردم ! رابطه ما از اولش هم اشتباه بود ، من 3 سال از او کوچیک تر بودم به نظر برایم پیر بود! دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه صنعتی اما در حقیقت مغزش به اندازه نخود بود!

به هر حال دیگه رفته و مهم نیست ، من باید بیشتر وقتم و برای درس بزارم ، من میخوام المپیاد قبول شم!

همون طور که اون قبول شد!

امیدوارم امروز حداقل مثل هر روز تموم شه! حسته شدم از جنگ و دعوا!

فردا برمیگردم! فعلن!

نوشتن حال را جا مي آورد!...

ما را در سایت نوشتن حال را جا مي آورد! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 5:49

صفحه بندی